خوش گلدیز

از ازل حکم تو این بود که سر حلقه حکمت باشی
تا ابد شغل تو این است که معیار محبت باشی

تقدیم به پدر و مادر مهربان و زحمتکشم
یه دختر دانا میگه :
دوست پسر دو نوعه: زیر ٣٠ و بالای ٣٠ سال .
نوع اولشو من نمی خوام .
نوع دومش آنقدر عقلش بالغ شده که منو نخواد.
که قشقاییها بدان تکلم میکنند.
قشقاییها به زبانی از شاخه جنوب غربی ترکی (ترکی اغوز) صحبت میکنند،
این زبان غیر از فارس در همدان نیز رواج دارد.
کوالسکی این زبان را نزدیکترین گویش به ترکی آذربایجانی دانستهاست.
این موضوع به شکلهای مختلف توسط آنه ماری ونگابن و گرهارد دوئرفر نیز بیان
شدهاست،
اما کی. اچ. منگز این زبان را بیشتر به ترکی عثمانی شبیه میداند.
در قشقایی مصوتهای i, e, ä, a, å, ï, u, ü, o, ö و
صامتهای p, b, m, f, v, t, d, n, s, z, š, ž, č, 3˘, k, g, q, γ, χ, ŋ, l, r, h موجوداند.
در واژگان قشقایی تاثیر زبان فارسی مشخص است،
در متون جمعآوری شده توسط دوئرفر و همکارانش از فیروزآباد دخیلهای فراوان عربی
دیده میشود.
واژهگان حکومتی و نظامی مانند پاسبان، پیکان و شاه بیشتر از فارسی وارد این زبان
شدهاند.
قاموس دینی بیشتر ریشه عربی دارد اما از فارسی وارد این زبان شدهاند
و ویژگیهای فارسیشان را حفظ کردهاند.
واژگان پزشکی نیز تحت تاثیر فارسی است مانند بیمار، درد و دارو
بنا به یک تحقیق، در فیروزآباد افراد قشقاییها در تمامی سنین از زبان مادری
در حوزههای دوستانه و خانوادگی استفاده مینمایند،
اما در شیراز افراد زیر بیست سال خانوادههای ترکزبان تمایل چندانی به استفاده از
زبان مادری ندارند. در شیراز در حوزههای مختلف زبان غالب فارسی است
و در موقعیتهای غیررسمی در بعضی از مواقع زبان مادری استفاده میشود
در صورتی که در فیروزآباد در شرایط مشابه ترکی ترجیح داده میشود.
ترکی در شیراز به شدت تحت تاثیر فارسی است.
زبان قشقایی در بین جوانان به تدریج در حال از دست دادن کاربریاش است
منبع:سایت قشقایی
مادر بی تو با این دنیا چه کنم ، مادر بی تو با این خاطرات چه کنم
مادر بی تو با این اشکها چه کنم ، مادر بی تو با این تنهایی چه کنم
مادر بی تو با این روزگارچه کنم ، مادر بی تو با این زندگی چه کنم
مادر بی تو با این دلم چه کنم، مادر بی توبا این دلواپسیم چه کنم
مادر بی تو با این دلتنگیم چه کنم ، مادر بی تو چه کنم
اين يكي از نان خالي سير و آن يك ازكباب !
هردو سيرند ،امّا اين كجا و آن كجا ؟
اين يكي زير فشار و آن يكي زير دلار !
هر دو زيرند ، امّا اين كجا و آن كجا ؟
اين يكي پيري است دارا و آن يك لاقبا !
هردو پيرند، امّا اين كجا و آن كجا ؟
اين يكي درگير يار و آن يكي درگير كار
هردو درگيرند ، امّا اين كجا و آن كجا ؟
اين يكي شيري است آدمخوار و آن يك آبكي !
هر دو شيرند ، امّا اين كجا و آن كجا ؟
عكس «نانسي عجرم»و عكس زن ِ«حاجي صفر »
از تصاويرند ، امّا اين كجا و آن كجا ؟
«خواهشا صحبت نكن» با اصطلاح ِ«زر نزن» !
از تعابيرند ، امّا اين كجا و آن كجا ؟
يك نفربا سكته مُرده ، يك نفر با شاخ گاو !
هر دو تقديرند ،امّا اين كجا و آن كجا ؟
آفتابه دزدي و از مال مردم اختلاس
هر دو تقصيرند ، امّا اين كجا و آن كجا ؟
دوستان ،«اكبرسبيل» و دايي اش «اصغر چپق»!
از مشاهيرند ، امّا اين كجا و آن كجا ؟
اين يكي زنجير زن بر گردن آن زنجير عشق !
هر دو زنجيرند ، امّا اين كجا و آن كجا ؟
خانم «حاجي سليمان » با سگ «حاجي رجب » !
هر دو مي گيرند ، امّا اين كجا و آن كجا ؟
هم تفنگ «حاج اكبر »هم خشاب «مش حسن » !
خالي از تيرند ، امّا اين كجا و آن كجا ؟!!
نمک = دوز ( Dooz )
آب = سو ( soo )
برنج = دیگی ( Digi)
آرد = اون ( Oun )
روغن = یاغ ( Yagh )
نان = چرگ ( cherag )
گوشت = ات ( At )
هندوانه = قارپوز( GHarpooz )
تخم مرغ = یومورتا ( Yoomoorta)
ماست = قاتوق ( GHatoogh)
شیر = سید ( Sid )
درس عبرت
ملا به حمام رفته بود. خدمتكاران حمام به او اعتنايي نكرده
و خدمتي انحام ندادند.
ملا وقت رفتن ده دينار اجرت داد و حمامي ها از اين بخشش
فوق العــــــــاده متحير مانده ممنون گرديدند.
هفته بعد كه باز ملا به حمام رفت احترام بي اندازه اي
از هر يك خدمه ديد كه هر يك به نوعي اظهار كوچكي
مينمودند ولي با اين همه ملا وقت بيرون رفتن فقط
يك دينار به آنها داد.
حمامي ها بي اندازه متغير گرديده پرسيدند:
سبب بخشش بي جهت هفته قبل و رفتار امروزت چيست؟
ملا گفت: مزد امروز حمام را آنروز و مزد آنروز را
امروز پرداختم تا شما با ادب شده مشتري هاي خود را رعايت بنمائيد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خر فروشي ملا
روزي ملا خري را به بازار برد كه بفروشد.
هر مشتري كه برايش ميرسيد, اگر از جلو
ميامد خر دهانش را باز ميكرد كه دندان بگيرد
و اگر از عقب ميامد لگد ميزد.
شخصي به ملا گفت: با اين وضع كسي خر را نخواهد خريد.
ملا گفت: مقصد من هم فروش آن نيست فقط ميخواهم
مردم بدانند كه من از دست اين حيوان چي ميكشم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
گدایی ملا
ملانصرالدین هر روز در بازار گدایی می کرد و
مردم با نیرنگی، حماقت او را دست می انداختند.
دو سکه به او نشان می دادند که یکی شان طلا بود
و یکی از نقره، اما ملانصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می کرد.
این داستان در تمام منطقه پخش شد.
هر روز گروهی زن و مرد می آمدند و دو سکه به او نشان می دادند
و ملانصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می کرد.
تا اینکه
مرد مهربانی از راه رسید و از اینکه ملانصرالدین
را آنطور دست می انداختند، ناراحت شد.
در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند،
سکه طلا را بردار. اینطوری هم پول بیشتری گیرت می آید
و هم دیگر دستت نمی اندازند. ملانصرالدین پاسخ داد:
ظاهرا حق با شماست، اما اگر سکه طلا را بردارم،
دیگر مردم به من پول نمی دهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آن هایم.
شما نمی دانید تا حالا با این کلک چقدر پول گیر آورده ام.
اگر کاری که می کنی، هوشمندانه باشد،
هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند!
قلب مادر
پسر16ساله ای از مادرش پرسید:
مامان برای تولد18سالگیم چی کادو میگیری??
مادر:پسرم هنوز خیلی مونده،
پسر17ساله شد ، یک روز حالش بد شد مادر او را به بیمارستان برد
دکتر گفت پسرت بیماری قلبی داره
پسر از مادرش پرسید مادر من میمیرم? مادر فقط گریه کرد
پسرتحت درمان بود همه فامیل برای تولد18سالگی اش تدارک دیدند
وقتی پسر به خانه آمد متوجه نامه ای که روی تختش بود افتاد...
پسرم ، اگر این نامه را میخوانی یعنی همه چیز عالی انجام شده
یادته یه روز پرسیدی برای تولدت چی کادو میخوای??
و من نمیدونستم چه جوابی بدم من قلبم رو به تو دادم ازش مراقبت کن و تولدت مبارک...
گلشن![]()
در گلشن زیبای تو گویا که زمان نیست
بگذشته چه ایام و در این باغ خزان نیست
زیبا و خوش و دلکش و خرم شده این باغ
همتای گلستان تو بر این دو جهان نیست
از عطر حضور تو چه گلها به خجالت
سر برده درونش که چنین عطر توان نیست
گویا گل فردوس برین در نفست گشت
چون عطر کلام تو به هر جا و مکان نیست
وصف تو به گلشن نشود جان کلامم
زیباتر از این وصف توانی به دهان نیست

حاصلضرب توان در ادعا مقداری ثابت است !
هرچه توان انسان کمتر باشد ادعای او بیشتر است!
و هرچه توان انسان بیشتر شود ادعایش کمتر میگردد
دکتر حسابی
***--***--***--***--***
هرگــاه دیدی خـــــداوند
با وجود گنــاهان
پیوسته به تــــو نعمت می دهد،
به هوش باش که آن ها برای تــــو
نوعی غافلگیری و مــرگ ناگهانی است
امــام عـــلی ( ع )
***--***--***--***--***
اندیشه کردن به این که چه بگویم
بهتر است از پشیمانی از این که چرا گفتم
سعدی
***--***--***--***--***
فصیح ترین زبان عمل است
شکسپیر
***--***--***--***--***
آنچه سبب امنیت روح می شود ایمان است
گارودی
***--***--***--***--***
از پیروزی تا سقوط فقط یک ثانیه فاصله است
ناپلئون
***--***--***--***--***
خاموشی بیشه نبرد ، فریادها در سینه دارد
ارد بزرگ
***--***--***--***--***
پرسش های ما افکار ما را می سازند
آنتونی رابینز
***--***--***--***--***
عمری را تلف کردم تا بفهمم فهمیدن همه چیز لازم نیست
رنه کوتی
***--***--***--***--***
اگر سخن چون نقره است، خاموشی چون زر پربهاست
لقمان
***--***--***--***--***
نامداران ابتدا از نام خویش گذشته اند
ارد بزرگ
***--***--***--***--***
رقابت تا زمانی پسندیده است که کار به حسادت نکشد
دکارت
***--***--***--***--***
برای شاد کردن دیگران ،آرزوهایشان را بفهم
اپیکور
***--***--***--***--***
تولد و مرگ اجتناب ناپذیرند ، فاصله این دو را زندگی کنیم
سانتا بان
***--***--***--***--***
غذایی را بخور که می پسندی ,لباسی را پبوش که مردم می پسندند
ادیبان
***--***--***--***--***
اولین درسی که والدین باید به فرزندان خود بیاموزند، صداقت است
شوپنهاور
***--***--***--***--***
آدامس : تنها چیزی که توی دهان خانم ها بند می شود.
احمق: کسی که دختر همسایه را در تاریکی نبوسد.
ادب : یعنی کمک به یک خانم زیبا در عبور از خیابان
حتی اگر به کمک احتیاج نداشته باشد.
ازدواج : قمار زندگی است و در قمار معمولا برد با
کسی است که بیشتر تقلب کند.
الکل : مایه گرانبهایی که همه چیز را محفوظ نگاه می دارد
مگر اسرار را.
اوراقچی : تنها موجودی که زنها را بهترین رانندگان دنیا میداند.
ایده آل : شوهری که بتواند با زنش به همان دقت و
ملایمتی که در مورد اتومبیل تازه اش دارد رفتار کند.
بزبیار : فلک زده ای که زنش زشت و کلفتش بیریخت باشد.
بوسه : تصادفی که فقط یک سیلی به آدم ضرر می زند.
بیست سالگی : دورانی که پسر ها دنبال معشوقه
می گردند دختر ها دنبال شوهر.
خسیس : کسی که وقتی خانه اش آتش می گیرد برای
اینکه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشانی بدود.
خوش بین : مردی که تصور کند وقتی زنی پای تلفن
خداحافظی کند گوشی را خواهد گذاشت.
دوران تجرد : دورانی که معمولا برای مردها بعد از ازدواج
شروع می شود.
رفیق : کسی که همیشه به شما مقروض است.
زوج ایده آل : شوهر کر و زن لال.
سوءظن : سعی در دانستن چیزیکه بعدا انسان آرزو
می کند ای کاش آنرا نمی دانست.
سرخ پوست : مرد خوشبختی که وقتی زنش او را
می بوسد صورتش ماتیکی نمی شود.
سنجاق قفلی : تنها قفلی که بدون کلید باز می شود.
مرد مجرد : کسی که هنوز عیوبی دارد که خود نمی داند.
معجزه : دختر خانمی که زنگ آخر جیم شود و به سینما نرود.
هالو : شوهری که دستکش ظرفشویی را بجای اندازه
دست خودش اندازه دست خانومش می خرد
انسان های بزرگ دو دل دارند:
دلی که درد می کشد و پنهان است ،
دلی که میخندد و آشکار است.
------------ --------- ---------
هیچ وقت نگو وقت نداری.
به تو همان مقدار زمان داده شده که به
هلن کلر ، لئوناردو داوینچی ، توماس جفرسون و آلبرت انیشتین.
------------ --------- ----
هیچ صیادی از جویی حقیر که به گودالی می ریزد
مروارید ی صید نخواهد کرد.(فروغ فرخزاد)
------------ --------- --------- --------- -
همه دوست دارند که به بهشت بروند،
ولی کسی دوست ندارد که بمیرد (جان لوییس)
------------ --------- --
عشق مانند نواختن پیانو است.
ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری،
سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.
------------ --------- --------- --
هیچ چیز ویرانگرتر از این نیست که متوجه شویم کسی که
به آن اعتماد داشته ایم عمری فریبمان داده است.
------------ --------- -----
دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد
پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم
جای واقعی خود را بیابیم.
(چارلی چاپلین)
------------ --------- ---
اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان
چقدر محدود است محبتشان نسبت
به یکدیگر نامحدود می شود.
------------ --------- -----
عشق در لحظه پدید می آید.
دوست داشتن در امتداد زمان.
و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.
------------ --------- ---
یکی از شاگردان سقراط وی را پرسید:
زچه رو هرگزت اندوهگین ندیده ام؟
گفت از آن رو که چیزی را مالک نیستم که عدمش اندوهگینم کند.
------------ --------- -----
راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که
امکان دارد از دست برود.
------------ --------- ---
زندگی هدیه خداست به تو،
طرز زندگی کردن تو هدیه توست به خدا.
------------ --------- --------
انسانی که در نبرد زندگی می خندد قابل ستایش است.
------------ --------- --------- ----
دنیا دو روز است. آن روز که با تو نیست صبور باش وآن روز که با
توست مغرور نباش زیرا هر دو پایان پذیر است.
------------ --------- --------- ---
ذهن انسان احمق مانند مردمک چشم است؟؟؟
هر چقدر بیشتر نور بتابانی ...تنگ تر می شود!!!
------------ --------- --------- --------- ----
خیلی جالبه :
از سوسک می ترسیم ولی...
از له کردن شخصیت دیگران نمی ترسیم.
از عنکبوت می ترسیم ولی...
از اینکه تمام زندگیمون تار عنکبوت ببندد نمی ترسیم.
از شکستن لیوان می ترسیم ولی...
از شکستن دل آدمها نمی ترسیم.
از اینکه بهمون خیانت کنند می ترسیم ولی...
از خیانت به دیگران نمی ترسیم.
------------ --------- --------- ---
انسان چیست ؟
شنبه: به دنیا می آید.
یکشنبه: راه می رود.
دوشنبه: عاشق می شود.
سه شنبه: شکست می خورد.
چهارشنبه: ازدواج می کند.
پنج شنبه: به بستر بیماری می افتد.
جمعه: می میرد.
------------ --------- --------- --------- ------
گاهی اوقات، برای فرار از تمامی کلیشه ها،
آنقدر بر خلاف جهت حرکت می کنیم،
که خود کلیشه می شویم.
------------ --------- --------- --------- -----
تبسم بدون اینکه دهنده اش را فقیر کند گیرنده اش را ثروتمند می کند
خدا آن روز که دنیا را نهاده
به هر کس هر چه لایق بوده داده
به بلبل ناله ی مستانه داده
به طاووس جعبه شاهانه داده
به جغد هم در خرابه لانه داده
به شیر هم قدرت مردانه داده
به منم نازنینی چون تو داد ه

من از روئیدن خار بر سر دیوار فهمیدم
که ناکس، کس نگردد از بالا نشینی
جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالا میبینی
از گذشته خود تجربه می گیرم
تا تجربه را تجربه نکنم...
و سعی می کنم نه در گذشته
و نه در آینده زندگی کنم
بلکه از زمان حال خود لذت ببرم...
و همیشه فعال، پرانرژی،
خندان، با اعتماد به نفس و ...
به زندگی ام ادامه می دهم.
------
دلتنگــی
رودی نیســت کــه بــه دریــا بــریــزد!
دلتنگــی
مــاهــی کــوچکــی ســت
کــه بــرکــه اش را از چهــار طــرف
سنگچیــن کــرده بــاشنــد
شطرنجبازی
که حواسش فقط به حرکت بعدی خودش باشد، شطرنج باز خوبی نیست. شطرنج باز
ماهر به کسی میگویند که بتواند چند حرکت بعدی خود و حریفش را پیش ...
-------------
من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم
من از گرگی که رفته در لباس میش می ترسم